تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٨
٣- پس از آن به عنوان يك استثنا در احكام فوق مىفرمايد: «اگر بعضى از شما نسبت به بعضى ديگر اطمينان داشته باشد (مىتواند بدون نوشتن سند و رهن با او معامله كند و امانت خويش را به او بسپارد) در اين صورت كسى كه امين شمرده شده است بايد امانت (و بدهى خود را به موقع) بپردازد و از خدايى كه پروردگار او است بپرهيزد» «فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ».
آرى، همان گونه كه طلبكار به او اعتماد كرده، او هم بايد اعتماد و اطمينان او را محترم بشمرد، حق را بدون تأخير ادا كند و تقوا را فراموش ننمايد.
قابل توجه اين كه: در اينجا طلب طلبكار به عنوان يك امانت، ذكر شده كه خيانت در آن، گناه بزرگى است.
٤- سپس، همه مردم را مخاطب ساخته و يك دستور جامع در زمينه شهادت بيان مىكند، مىفرمايد: «شهادت را كتمان نكنيد و هر كس آن را كتمان كند قلبش گناهكار است» «وَ لا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ وَ مَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ».
بنابراين، كسانى كه از حقوق ديگران آگاهند، موظفاند به هنگام دعوت براى اداى شهادت آن را كتمان نكنند، بلكه بسيارى معتقدند در مورد حقوق مردم بدون دعوت نيز، بايد اداى شهادت كرد.
روشن است: اداى شهادت، واجب كفائى است، يعنى اگر بعضى اقدام بر آن كنند، به گونهاى كه حق با آن ثابت شود، از گردن ديگران ساقط خواهد شد.
و از آنجا كه كتمان شهادت و خوددارى از اظهار آن، به وسيله دل و روح انجام مىشود، آن را به عنوان يك گناه قلبى معرفى كرده، مىگويد: «كسى كه