تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٥
هنگامى كه قلب انسان به وسيله تقوا صيقل يابد، همچون آيينه، حقايق را روشن مىسازد، اين معنى كاملًا جنبه منطقى دارد؛ زيرا صفات زشت و اعمال ناپاك حجابهائى بر فكر انسان مىاندازد، و به او اجازه نمىدهد چهره حقيقت را آن چنان كه هست ببيند، هنگامى كه به وسيله تقوا، حجابها كنار رفت، چهره حق آشكار مىشود.
حقيقت سرائى است آراسته هوا و هوس گرد برخاسته
نبينى كه جائى كه برخاست گرد نبيند نظر گر چه بينا است مرد
ولى پارهاى از صوفيان جاهل از اين معنى سوء استفاده كرده و آن را دليل بر ترك تحصيل علوم رسمى گرفتهاند. در حالى كه چنين سخنى مخالف بسيارى از آيات قرآن و روايات مسلّم اسلامى است.
حق اين است كه قسمتى از علوم را از طريق تعليم و تعلم رسمى بايد فرا گرفت و بخش ديگرى از علوم الهى را از طريق صفاى دل و شستشوى آن با آب معرفت و تقوا فراهم ساخت، و اين همان نورى است كه خداوند در دل هر كس كه بخواهد و لايق ببيند مىاندازد «الْعِلْمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللَّهُ فِى قَلْبِ مَنْ يَشاءُ». «١»
***