تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٢
اين حكم در فرد و اجتماع يكى است، در اجتماعى كه به نيازمندىهاى عمومى رسيدگى شود، قدرت فكرى و جسمى طبقه زحمتكش و كارگر كه اكثريت اجتماع را تشكيل مىدهد به كار مىافتد، و به دنبال آن يك نظام صحيح اقتصادى كه بر پايه همكارى عمومى و بهره گيرى عموم استوار است به وجود مىآيد.
«كَفَّار» از ماده «كُفُور» (بر وزن فجور) به كسى گويند كه بسيار ناسپاس و كفران كننده باشد، و «اثِيم» كسى است كه گناه زياد مرتكب مىشود.
جمله فوق مىگويد: رباخواران نه تنها با ترك انفاق و قرض الحسنه و صرف مال در راه نيازمندىهاى عمومى شكر نعمتى كه خداوند به آنها ارزانى داشته به جا نمىآورند، بلكه آن را وسيله هرگونه ظلم، ستم، گناه و فساد قرار مىدهند و طبيعى است كه خدا چنين كسانى را دوست نمىدارد.
***
و در آخرين آيه مورد بحث، سخن از گروه با ايمانى مىگويد كه درست نقطه مقابل رباخوارانند، مىفرمايد: «كسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و زكات را پرداختند، اجر و پاداششان نزد خدا است، نه ترسى بر آنان است و نه غمگين مىشوند» «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ».
در برابر رباخواران ناسپاس و گنهكار، كسانى كه در پرتو ايمان، خودپرستى را ترك گفته، عواطف فطرى خود را زنده كرده، علاوه بر ارتباط با پروردگار و بر پا داشتن نماز، به كمك و حمايت نيازمندان مىشتابند و از اين راه از تراكم ثروت و به وجود آمدن اختلافات طبقاتى، و به دنبال آن هزار گونه جنايت، جلوگيرى مىكنند پاداش خود را نزد پروردگار خواهند داشت و در هر