تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٦
اكثر مفسران اين احتمال را پذيرفتهاند.
ولى بعضى مىگويند: منظور تجسم حال آنها در زندگى اين دنيا است؛ زيرا عمل آنها همچون ديوانگان است، آنها فاقد تفكر صحيح اجتماعى هستند و حتى نمىتوانند منافع خود را در نظر بگيرند، و مسائلى مانند تعاون، همدردى، عواطف انسانى، نوع دوستى براى آنها، مفهومى ندارد و پرستش ثروت آن چنان چشم عقل آنها را كور كرده كه نمىفهمند استثمار طبقات زير دست، و غارت كردن دسترنج آنان بذر دشمنى را در دلهاى آنها مىپاشد، و به انقلابها و انفجارهاى اجتماعى كه اساس مالكيت را به خطر مىافكند، منتهى مىشود، و در اين صورت، امنيت و آرامش در چنين اجتماعى وجود نخواهد داشت، بنابراين او هم نمىتواند راحت زندگى كند، پس مشى او مشى ديوانگان است.
اما از آنجا كه وضع انسان در جهان ديگر، تجسمى از اعمال او در اين جهان است، ممكن است آيه اشاره به هر دو معنى باشد، آرى، رباخواران كه قيامشان در دنيا بىرويه، غير عاقلانه و آميخته با «ثروتاندوزى جنونآميز» است، در جهان ديگر نيز بسان ديوانگان محشور مىشوند.
جالب اين كه در روايات معصومين عليهم السلام به هر دو قسمت اشاره شده است در روايتى در تفسير آيه مىخوانيم: امام صادق عليه السلام فرمود: آكِلُ الرِّبا لايَخْرُجُ مِنَ الدُّنْيا حَتّى يَتَخَبَّطَهُ الشَّيْطانُ: «رباخوار از دنيا بيرون نمىرود مگر اين كه به نوعى از جنون مبتلا خواهد شد». «١»
و در روايت ديگر براى مجسم ساختن حال رباخوارانِ شكمباره كه تنها به