تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٥
«فَحْشاء» به معنى هر كار زشت و بسيار قبيح است، و در اينجا به تناسب بحث، به معنى بخل و ترك انفاق، كه در بسيارى از موارد، نوعى معصيت و گناه است آمده (هر چند واژه فحشاء در مواردى به معنى گناه بىعفتى آمده، ولى در اينجا تناسب چندانى ندارد) حتى بعضى از مفسران تصريح كردهاند كه: عرب به شخص بخيل، فاحش مىگويد. «١»
اين احتمال نيز داده شده كه: فحشاء در اينجا به معنى انتخاب اموال غير قابل مصرف براى انفاق است.
و نيز گفته شده: منظور از آن هر معصيتى است؛ زيرا شيطان به وسيله ترس از فقر و تهيدستى انسان را وادار به كسب مال از انواع طرق نامشروع مىكند.
تعبير به امر كردن شيطان، اشاره به همان وسوسههاى او است، و اصولًا هر نوع فكر منفى، بازدارنده و كوتهبين، سرچشمهاش تسليم در برابر وسوسههاى شيطانى است، و در مقابل، هر گونه فكر مثبت، سازنده و آميخته با بلندنظرى، سرچشمهاش الهامات الهى و فطرت پاك خدادادى است.
در توضيح اين سخن بايد گفت: در نظر ابتدائى، انفاق و بذل مال، چيزى جز «كم كردن» مال نيست و اين همان نظر كوتهبينانه شيطانى است، ولى با دقت و ديد وسيع مىبينيم: انفاق، ضامن بقاى اجتماع، تحكيم عدالت اجتماعى، و سبب كم كردن فاصله طبقاتى و پيشرفت همگانى و عمومى مىباشد و مسلّم است كه با پيشرفت اجتماع، افرادى كه در آن اجتماع زندگى مىكنند نيز، در رفاه و آسايش خواهند بود و اين همان نظر واقعبينانه الهى است.
قرآن به اين وسيله مسلمانان را توجه مىدهد كه انفاق اگر به ظاهر، چيزى از