تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٨
مفسران گفتهاند: در آيه محذوفى وجود دارد مانند: كلمه «صَدَقاتِ» قبل از «الَّذِيْنَ»، يا كلمه «باذِر» قبل از «حَبَّةٍ» و مانند آن.
ولى هيچگونه دليلى بر حذف و تقدير در آيه نيست، و تشبيه افراد انفاقكننده به دانههاى پر بركت تشبيه جالب و عميقى است، گويا قرآن مىخواهد بگويد: عمل هر انسانى پرتوى از وجود او است، و هر قدر عمل گسترش يابد، در حقيقت وجود انسان توسعه يافته است.
به تعبير ديگر: قرآن عمل انسان را از وجود او جدا نمىداند و هر دو را اشكال مختلفى از يك حقيقت مىشمرد، بنابراين هيچگونه حذف و تقديرى در آيه نيست و اشاره به اين است كه: انسانهاى نيكوكار در پرتو نيكىهايشان نمو و رشد معنوى پيدا مىكنند، و اين افراد، همچون بذرهاى پر ثمرى هستند كه به هر طرف ريشه و شاخه مىگسترانند و همه جا را زير شاخ و برگ خود مىگيرند.
كوتاه سخن اين كه: در مورد هر تشبيهى علاوه بر ادات تشبيه سه چيز لازم است: «مُشَبَّه» و «مُشَبَّهٌ بِه» و «وجه تشبيه»، و در اينجا «مُشَبَّه» انسان انفاق كننده است و «مُشَبَّهٌ بِه» بذرهاى پر بركت، و «وجه تشبيه» نمو و رشد آن است، و ما معتقديم انسانِ انفاقكننده، در پرتو عملش، رشد فوق العاده معنوى و اجتماعى پيدا مىكند، و نيازى به هيچگونه تقدير نيست.
شبيه اين معنى در آيه ٢٦٥ همين سوره آمده است.
اين نكته نيز در ميان مفسران مورد بحث است كه تعبير به «أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِى كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ» كه اشاره به دانهاى است كه هفتصد دانه يا بيشتر، از آن به دست مىآيد، يك تشبيه فرضى است كه وجود خارجى ندارد (زيرا در مورد دانههاى گندم هرگز از يك دانه هفتصد دانه برنخاسته است).
و يا منظور دانههائى همچون دانههاى ذرت و ارزن است.