تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٠
٢- چهار مرغ مختلف
شكى نيست مرغان چهارگانه مزبور از چهار نوع مختلف بودهاند؛ زيرا در غير اين صورت هدف ابراهيم عليه السلام كه بازگشت اجزاى هر يك به بدن اصلى خود بوده است تأمين نمىشد، و طبق بعضى از روايات معروف اين چهار مرغ «طاووس»، «خروس»، «كبوتر» و «كلاغ» بودهاند «١» كه از جهات گوناگون با هم اختلاف فراوان دارند و بعضى آنها را مظهر روحيات و صفات مختلف انسانها مىدانند.
طاووس مظهر خودنمائى، زيبائى و تكبر، خروس مظهر تمايلات شديد جنسى، كبوتر مظهر لهو و لعب و بازيگرى، و كلاغ مظهر آرزوهاى دور و دراز!
***
٣- تعداد كوهها
تعداد كوههايى كه ابراهيم اجزاى مرغان را بر آنها گذارد در قرآن صريحاً نيامده است ولى در روايات اهل بيت عليهم السلام ده عدد معرفى شدهاند «٢» و به همين دليل، در روايات مىخوانيم: اگر كسى وصيت كند جزئى از مال او را در موردى مصرف كنند و مقدار آن را معين نسازد دادن يك دهم كافى است. «٣»
***
٤- زمان حادثه
در اين كه اين حادثه چه موقع اتفاق افتاد؟ آيا به هنگامى كه ابراهيم عليه السلام در «بابل» بود؟ يا پس از ورود به «شام»؟
به نظر مىرسد: پس از ورود به «شام» بوده است؛ زيرا سرزمين «بابل» كوهى ندارد.
***