تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٥
تأييد يكى از مفسران معاصر (نويسنده تفسير «المنار») «١»
قرار گرفته به نقل آن مىپردازيم.
نامبرده مىگويد: آيه هيچگونه دلالتى بر اين موضوع ندارد كه ابراهيم عليه السلام مرغانى را كشت و سپس به فرمان خدا زنده شدند، بلكه آيه، بيان يك مثال براى روشن شدن مسأله رستاخيز است، يعنى: «اى ابراهيم! چهار پرنده را بگير و با خود مأنوس ساز، به طورى كه هر وقت آنها را بخوانى به سوى تو آيند، اگر چه هر كدام را بر سر كوهى بگذارى، اين كار چه اندازه براى تو آسان است مسأله زنده كردن مردگان و جمع كردن اجزاء پراكنده آنها از نقاط مختلف جهان براى خداوند به همين سادگى است»!
بنابراين منظور از فرمانى كه خداوند به ابراهيم عليه السلام درباره پرندگان چهارگانه داد اين نبوده است كه راستى دست به چنان كارى بزند، بلكه صرفاً به منظور بيان يك مثال و تشبيه است، درست مثل اين كه: كسى مىخواهد به ديگرى بگويد من فلان كار را با سهولت و سرعت انجام مىدهم مىگويد: تو يك جرعه آب بنوش من اين كار را مىكنم، يعنى به همين سادگى است نه اين كه واقعاً او موظف است جرعه آبى بنوشد!
پيروان نظريه دوم به كلمه «فَصُرْهُنَّ الَيْكَ» استدلال كرده، گفتهاند: اين جمله هنگامى كه با كلمه «الى» متعدى شود، به معنى «تمايل دادن و مأنوس ساختن» است.
بنابراين، مفهوم جمله اين مىشود: «مرغان مزبور را با خود مأنوس كن»!