تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٧
همچنين درباره اين كه اين آبادى كجا بوده است؟ بعضى آن را «بيت المقدس» دانستهاند كه بر اثر حملات «بخت نصر» ويران و در هم كوبيده شد، اما اين احتمال بعيد به نظر مىرسد ...
اكنون به تفسير آيه بر مىگرديم.
نخست مىفرمايد: «يا همانند كسى كه از كنار يك آبادى عبور مىكرد، در حالى كه ديوارهاى آن به روى سقفها فرو ريخته بود، (و اجساد و استخوانهاىِ اهل آن در هر سو پراكنده بود. او از روى تعجب با خود) گفت:
چگونه خدا اينها را بعد از مرگ زنده مىكند»؟ «أَوْ كَالَّذي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها قالَ أَنَّى يُحْيي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها».
«عُرُوش» جمع «عرش» در اينجا به معنى سقف است، و «خاوِيَةٌ» در اصل به معنى خالى است و در اينجا كنايه از ويران شدن است؛ زيرا خانههاى آباد معمولًا مسكونى است و خانههايى كه خالى مىشود، يا به خاطر ويرانى است و يا بر اثر خالى بودن تدريجاً ويران خواهد شد، بنابراين جمله «وَ هِىَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها» چنين معنى مىدهد: خانههاى آنان ويران شده بود، به اين صورت كه:
نخست سقف آنها فرود آمده و سپس ديوارها به روى آنها افتاده بود، اين نوع ويرانى، ويرانى كامل و تمام عيار است؛ زيرا به هنگام ويرانى معمولًا نخست سقف آن ويران مىگردد و بعد ديوارها مدتى سر پا مىايستد، سپس روى ويرانههاى سقف فرو مىغلتد.
بعضى تصريح كردهاند: مفهوم «عَرْش» با «سقف» متفاوت است، سقف تنها به قسمت بالاى عمارت گفته مىشود، ولى عرش عبارت از سقفى است كه همراه با پايهها باشد.