تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٥
١- تشبيه «ايمان» و «كفر» به «نور» و «ظلمت»، رساترين تشبيهى است كه در اين مورد به نظر مىرسد.
نور منبع حيات و همه بركات و آثار حياتى و سرچشمه رشد و نمو و تكامل و جنبش و تحرك است.
نور آرام بخش و مطمئن كننده و آگاه كننده و نشان دهنده است، در حالى كه ظلمت، رمز سكوت و مرگ، خواب و نادانى، ضلالت و وحشت مىباشد، ايمان و كفر نيز چنين هستند.
***
٢- نكته ديگر اين كه: در اين آيه و آيات مشابه آن در قرآن مجيد، ظلمت به صيغه «جمع» آورده شده (ظلمات) و نور به صيغه «مفرد» و اين اشاره به آن است كه در راه حق هيچگونه پراكندگى و دو گانگى وجود ندارد، بلكه سراسر وحدت و يگانگى است.
مسير حق مانند خط مستقيمى است كه ميان دو نقطه كشيده شود كه هميشه يكى است و تعدد در آن ممكن نيست.
ولى باطل و كفر، مركز انواع اختلافها و پراكندگىها است، حتى اهل باطل در باطل خود هماهنگ نيستند و وحدت هدف ندارند، درست مانند خطوط انحرافى است كه در ميان دو نقطه كشيده مىشود، كه تعداد آن در دو طرف «خط مستقيم» بىشمار و نامحدود است.
اين احتمال را نيز بعضى دادهاند كه صفوف باطل نسبت به اهل حق زيادتر است.
***
٣- ممكن است گفته شود: كفار نورى ندارند كه از آن خارج شوند، ولى با توجه به اين كه: نور ايمان در فطرت همه وجود دارد، اين تعبير كاملًا صحيح به نظر مىرسد.
***