تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣
براى نجات او، در برابر خداوند نخواهى داشت». «١»
و گاه به معنى شرك و بتپرستى يا سدّ راه ايمان آورندگان، آمده مانند آيه مورد بحث، و بعضى آيات بعد از آن كه مىفرمايد: وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ: «با آنها پيكار كنيد تا شرك از ميان برود، و دين مخصوص خداى يگانه باشد».
ولى ظاهر اين است: تمام اين معانى به همان ريشه اصلى كه در معنى فتنه گفته شد باز مىگردد (همان گونه كه غالب الفاظ مشترك چنين حالى را دارند)؛ زيرا با توجه به اين كه معنى اصلى، قرار دادن طلا در زير فشار آتش براى خالص سازى، يا جدا كردن سره از ناسره است، در هر مورد كه نوعى فشار و شدت وجود داشته باشد اين واژه به كار مىرود، مانند امتحان كه معمولًا با فشار و مشكلات همراه است، و عذاب كه نوع ديگرى از شدت و فشار است، و فريب و نيرنگ كه تحت فشارها انجام مىگيرد و همچنين شرك يا ايجاد مانع در راه هدايت خلق كه هر كدام متضمن نوعى فشار و شدت است.
كوتاه سخن اين كه: آئين بتپرستى و فسادهاى گوناگون فردى و اجتماعىِ مولود آن، در سرزمين «مكّه» رايج شده بود، حرم امن خدا را آلوده كرده بود، و فساد آن از قتل و كشتار هم بيشتر بود، آيه مورد بحث، مىگويد: «به خاطر ترس از خونريزى، دست از پيكار با بتپرستى بر نداريد كه بتپرستى از قتل، بدتر است».
اين احتمال نيز از سوى بعضى از مفسران داده شده كه: منظور از «فتنه» در اينجا همان فساد اجتماعى باشد، از جمله تبعيد كردنِ مؤمنان از وطنِ مألوفشان كه اين امور، گاه از كشتن هم دردناكتر است، يا سبب قتل و كشتارها در اجتماع