تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٦
٢٥٦ لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ
ترجمه:
٢٥٦- در قبول دين، اكراهى نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنابراين، كسى كه به طاغوت (بت و شيطان، و هر موجود طغيانگر) كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمى چنگ زده است، كه گسستن براى آن نيست. و خداوند، شنوا و داناست.
شأن نزول:
مفسر معروف اسلامى «طبرسى» در «مجمع البيان» در شأن نزول آيه نقل مىكند: مردى از اهل «مدينه» به نام «ابو حصين» دو پسر داشت، برخى از بازرگانانى كه به «مدينه» كالا وارد مىكردند، هنگام برخورد با اين دو پسر آنان را به عقيده و آئين مسيح دعوت كردند، آن دو هم سخت تحت تأثير قرار گرفته، به اين كيش وارد شدند و هنگام مراجعت نيز به اتفاق بازرگانان به «شام» رهسپار گرديدند.
«ابو حصين» از اين جريان سخت ناراحت شد، به پيامبر صلى الله عليه و آله اطلاع داد و از حضرت خواست آنان را به مذهب خود برگرداند و سؤال كرد:
آيا مىتواند آنان را با اجبار به مذهب خويش باز گرداند؟
آيه فوق، نازل گرديد و اين حقيقت را بيان داشت كه: «در گرايش به مذهب