تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٠
در آيه بالا مىخوانيم: كرسى خداوند همه آسمانها و زمين را در بر مىگيرد، كرسى در اينجا به چند معنى مىتواند باشد:
الف: منطقه قلمرو حكومت- يعنى خداوند بر همه آسمانها و زمين حكومت مىكند و منطقه نفوذ او همه جا را در بر گرفته و به اين ترتيب كرسى خداوند مجموعه عالم ماده اعم از زمين و ستارگان و كهكشانها و سحابىها است.
طبيع ى است «عرش» طبق اين معنى بايد مرحلهاى بالاتر و عالىتر از جهان ماده بوده باشد (زيرا گفتيم عرش در لغت به معنى سقف و سايه بان و تختهاى پايه بلند است به عكس كرسى) و در اين صورت، معنى «عرش» عالم ارواح و فرشتگان و جهان ماوراء طبيعت خواهد بود، البته، اين در صورتى است كه:
عرش و كرسى در مقابل هم قرار گيرند كه يكى به معنى «عالم ماده و طبيعت» و ديگرى به معنى «عالم ماوراء طبيعت» است.
ولى چنان كه در ذيل آيه ٥٤ سوره «اعراف» خواهد آمد عرش معانى ديگرى نيز دارد و مخصوصاً اگر در مقابل كرسى ذكر نشود ممكن است به معنى مجموع عالم هستى بوده باشد.
ب: منطقه نفوذ علم- يعنى علم خداوند به جميع آسمانها و زمين احاطه دارد و چيزى از قلمرو نفوذ علم او بيرون نيست؛ زيرا همان طور كه گفتيم كرسى گاهى كنايه از علم مىباشد.
در روايات متعددى نيز روى اين معنى تكيه شده است از جمله «حفص بن غياث» نقل مىكند: از امام صادق عليه السلام پرسيدم: منظور از «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمواتِ وَ الأَرْضِ» چيست؟