تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢
منطقى است «وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ».
پس از آن، مىافزايد: «فتنه از كشتار هم بدتر است» «وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ».
در اين كه «فِتْنَه» چيست؟ مفسران و ارباب لغت، درباره آن بحثهايى دارند، اين واژه در اصل از «فَتْن» (بر وزن متن) گرفته شده كه به گفته «راغب» در «مفردات» به معنى قرار دادن طلا در آتش، براى ظاهر شدن ميزانِ خلوصِ آن از ناخالصى است و به گفته بعضى، گذاشتن طلا در آتش براى خالص شدن از ناخالصىهاست. «١»
واژه «فتنه» و مشتقات آن در قرآن مجيد، دهها بار ذكر شده و در معانى مختلفى به كار رفته است:
گاه به معنى آزمايش و امتحان است، مانند: أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ: «مردم گمان مىكنند، همين كه گفتند: ايمان آورديم، رها مىشوند و آزمايش نخواهند شد». «٢»
گاه، به معنى فريب دادن، چنان كه مىفرمايد: يا بَنِى آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ: «اى فرزندان آدم، شيطان شما را نفريبد». «٣»
گاه، به معنى بلا و عذاب آمده مانند: يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ* ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ: «آن روز كه آنها بر آتش، عذاب مىشوند و به آنها گفته مىشود: بچشيد عذاب خود را»! «٤»
گاه، به معنى گمراهى آمده، مانند: وَ مَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً: «كسى كه خدا گمراهى او را بخواهد (و از او سلب توفيق كند) هيچ قدرتى