تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٧
كننده، و مانند اينها، اوست كه روزى مىدهد، اوست كه زنده مىكند و اوست كه مىميراند و اوست كه هدايت مىكند.
بنابراين صفات خالق و رازق و هادى و محيى و مميت، همه در وصف قَيُّوم جمعاند.
و از اينجا روشن مىشود اين كه: بعضى مفهوم آن را محدود به قيام به امر خلقت و يا فقط امر روزى دادن و مانند آن دانستهاند، در واقع اشاره به يكى از مصداقهاى قيام كردهاند، در حالى كه مفهوم آن گسترده است و همه آنها را شامل مىشود؛ زيرا همان گونه كه گفتيم، به معنى كسى است كه قائم به ذات است و ديگران قيام به او دارند و محتاج به اويند.
در حقيقت «حىّ»، تمام صفات الهى مانند علم و قدرت و سميع و بصير بودن و مانند آن را شامل مىشود و «قَيُّوم»، نياز تمام موجودات را به او بازگو مىكند و لذا گفتهاند: اين دو با هم اسم اعظم الهى است.
***
٢- شفاعت چيست؟
درباره شفاعت در جلد اول تفسير، ذيل آيه ٤٨ سوره «بقره» مشروحاً بحث كردهايم لذا در اينجا به اشارهاى كوتاه قناعت مىكنيم.
«شفاعت» عبارت است از كمك نمودن يك موجود قوى به موجود ضعيفتر، تا بتواند به آسانى مراحل رشد خود را با موفقيت طى كند.
البته معمولًا اين كلمه (شفاعت) در مورد شفاعت از گناهكاران به كار مىرود.
اما مفهوم شفاعت به معنى وسيعتر، تمام عوامل، انگيزهها و اسباب عالم هستى را شامل مىشود، مثلًا زمين و آب و هوا و نور آفتاب، چهار عامل