تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٦
حيات به معنى وسيع و واقعى كلمه، عبارت است از: «علم» و «قدرت».
بنابراين، وجودى كه داراى علم و قدرت بىپايان است، حيات كامل دارد، حيات خداوند مجموعه علم و قدرت اوست و در حقيقت به واسطه علم و قدرت، موجود زنده از غير زنده تشخيص داده مىشود.
نمو، حركت، تغذيه و توليد مثل از آثار موجوداتى است كه ناقص و محدودند و داراى كمبودهائى هستند كه به وسيله تغذيه، توليد مثل و حركت آن را تأمين مىكنند، اما آن كس كه كمبودى ندارد، اين امور هم درباره او مطرح نيست.
و اما «قَيُّوم» صيغه مبالغه از ماده «قيام» است، به همين دليل، به وجودى گفته مىشود كه قيام او به ذات او است، و قيام همه موجودات به او مىباشد، و علاوه بر اين، قائم به تدبير امور مخلوقات نيز مىباشد.
روشن است قيام به معنى ايستادن است و در گفتگوهاى روزمره، به هيئت مخصوصى گفته مىشود كه مثلًا انسان را به حالت عمودى بر زمين نشان مىدهد، و از آنجا كه اين معنى درباره خداوند- كه از جسم و صفات جسمانى منزه است- مفهومى ندارد، به معنى انجام كار خلقت و تدبير و نگهدارى است؛ زيرا هنگامى كه انسان مىخواهد كارى را انجام دهد برمىخيزد.
آرى، او است كه همه موجودات جهان را آفريده، تدبير، نگاهدارى و تربيت و پرورش آنها را بر عهده گرفته است و به طور دائم، و بدون هيچگونه وقفه قيام به اين امور دارد.
از اين بيان، روشن مىشود: «قَيُّوم» در واقع، ريشه و اساس تمام صفات فعل الهى است (منظور از صفات فعل، صفاتى است كه رابطه خدا را با موجودات جهان بيان مىكند) مانند آفريدگار، روزى دهنده، زنده كننده، هدايت