تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٢
يا رابطه شفاعت شونده را با شفاعت كننده بيان مىدارد تا به خاطر علاقهاى كه اين شخص بزرگ به شفاعتكننده دارد، حكمش را تغيير دهد.
روشن است هر يك از اين دو موضوع، فرع بر اين است كه شفاعتكننده اطلاعاتى داشته باشد كه آن اطلاعات نزد شخصى كه در پيشگاه او شفاعت مىشود وجود نداشته باشد، اما اگر او احاطه كامل علمى به همه چيز و همه كس داشته باشد، هيچ كس نمىتواند نزد او براى كسى شفاعت كند؛ زيرا هم لياقتهاى افراد را مىداند و هم ارتباط آنها را با يكديگر، بنابراين تنها با اذن او شفاعت صحيح است.
اينها همه در صورتى است كه ضمير در «ما بَيْنَ أَيْدِيْهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ» به شفيعان يا شفاعتشدگان برگردد، ولى، اين احتمال نيز داده شده است كه بازگشت ضمير به تمام موجودات عاقل كه در آسمانها و زمين قرار دارند باشد كه در ضمن جمله «لَهُ ما فِى السَّمواتِ وَ ما فِى الأَرْضِ» آمده بود، و تأكيدى است به قدرت كامله پروردگار بر همه چيز و عدم توانائى ديگران؛ زيرا آن كسى كه از گذشته و آينده خود بىخبر است و از غيب آسمانها و زمين آگاهى ندارد، قدرتش بسيار محدود است.
به عكس، كسى كه از همه چيز در هر عصر و زمان در گذشته و آينده آگاه است قدرتش بىپايان مىباشد و به همين دليل، هر كارى حتى شفاعت، بايد به فرمان او صورت گيرد.
و به اين ترتيب ميان هر دو معنى مىتوان جمع كرد.
در اين كه منظور از «ما بَيْنَ أَيْدِيْهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ» چيست؟ مفسران احتمالات متعددى دادهاند:
بعضى گفتهاند: منظور از «ما بَيْنَ أَيْدِيْهِمْ»، امور دنيا است كه در پيش روى