تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١
اين نكته نيز لازم به يادآورى است كه، بعضى از مفسران، طبق پارهاى از روايات، «١» اين آيه را ناسخ آيهاى كه منع از پيكار مىكند، دانستهاند مانند: كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ: «دست به پيكار نزنيد». «٢»
و بعضى آن را منسوخ به آيه: وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكينَ كَافَّةً: «با همه مشركان پيكار كنيد» «٣» شمردهاند.
ولى حق اين است: اين آيه، نه ناسخ است و نه منسوخ؛ زيرا ممنوع بودن جنگ با كفار متجاوز، زمانى بود كه مسلمانان از توان كافى برخوردار نبودند و با تغيير شرايط، موظف شدند: از خود دفاع كنند.
و نيز مسأله پيكار با مشركان در واقع يك استثناء نسبت به آيه محسوب مىشود.
بنابراين، تغيير حكم به خاطر تغيير شرايط، نه نسخ است و نه استثناء، ولى قرائن نشان مىدهد در روايات و همچنين كلمات پيشينيان نسخ، مفهومى غير از مفهوم امروز داشته به طورى كه معنى گسترده آن شامل اين گونه امور نيز مىشده است.
***
در آيه بعد كه تكميلى است بر دستور آيه قبل، با صراحت بيشترى سخن مىگويد، مىفرمايد: «آنها (همان مشركانى كه از هيچ گونه ضربه زدن به مسلمين خوددارى نمىكردند) را هر كجا بيابيد به قتل برسانيد و از آنجا كه شما را بيرون ساختند ( «مكّه») آنها را بيرون كنيد»؛ چرا كه اين يك دفاع عادلانه و مقابله به مثل