تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٨
پس از آن مىافزايد: «خداوندى كه زنده و قائم به ذات خويش است و موجودات ديگر عالم، قائم به او هستند» «الْحَيُّ الْقَيُّومُ».
«حَىّ» از ماده «حيات» به معنى زندگى است، و اين واژه مانند هر صفت مشبّهه ديگر، دلالت بر دوام و ثبات دارد و بديهى است كه حيات در خداوند حيات حقيقى است؛ چرا كه حياتش عين ذات او است، نه همچون موجودات زنده در عالم خلقت كه حيات آنها عارضى است و لذا گاهى زندهاند و سپس مىميرند، اما در خداوند چنين نيست، چنان كه در آيه ٥٨ سوره «فرقان» مىخوانيم: وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذي لا يَمُوتُ: «توكل بر ذات زندهاى كن كه هرگز نمىميرد». اين از يكسو.
از سوى ديگر، حيات كامل، حياتى است كه آميخته با مرگ نباشد، بنابراين، حيات حقيقى حيات او است كه از ازل تا ابد ادامه دارد، اما حيات انسان،- به خصوص در اين جهان كه آميخته با مرگ است- نمىتواند حيات حقيقى بوده باشد لذا در آيه ٦٤ سوره «عنكبوت» مىخوانيم: وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الآْخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ: «زندگى اين جهان بازيچهاى بيش نيست و زندگى حقيقى (از نظرى) زندگى سراى ديگر است»! روى اين دو جهت، حيات و زندگىِ حقيقى، مخصوص خدا است.
و در ادامه آيه مىافزايد: «هيچ گاه خواب سبك و سنگينى او را فرا نمىگيرد» و لحظهاى از تدبير جهان غافل نمىشود «لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ».
«سِنَةٌ» از ماده «وَسَن» به گفته بسيارى از مفسران به معنى سستى مخصوصى است كه در آغاز خواب روى مىدهد، يا به تعبير ديگر، به معنى خواب سبك است، و «نَوْمٌ» به معنى خواب، يعنى حالتى است كه قسمت عمده حواس انسان، از كار مىافتد، در واقع، «سِنَهٌ» خوابى است كه به چشم عارض مىشود، اما وقتى