تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٩
گذارد، اما آنها از آزادى خود سوء استفاده كردند «و راه اختلاف پيمودند» «وَ لكِنِ اخْتَلَفُوا».
و نتيجه اين شده كه «بعضى از آنها ايمان آوردند و بعضى كافر شدند» «فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَ مِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ».
مسلماً اين اختلاف از خود مردم و هوا و هوسهاى آنها سرچشمه مىگرفت و گرنه در ميان پيامبران الهى اختلافى نبود، و همه يك هدف را تعقيب مىكردند.
و سرانجام بار ديگر تأكيد مىكند: اين كار براى خدا آسان بود كه به حكم اجبار جلو اختلافات آنها را بگيرد؛ زيرا «اگر خدا مىخواست هرگز آنها با يكديگر جنگ نمىكردند ولى خداوند آن را كه اراده كرده (و بر طبق حكمت و هماهنگ با هدف آفرينش انسان است و آن آزادى اراده و مختار بودن است) انجام مىدهد» «وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَ لكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يُريدُ».
بدون شك، گروهى از اين آزادى نتيجه منفى مىگيرند ولى در مجموع وجود آزادى از مهمترين اركان تكامل انسان است؛ زيرا تكامل اجبارى، تكامل محسوب نمىشود.
ضمناً از اين آيه كه دو بار مسأله اجبار در آن مطرح شده، به خوبى بطلان اعتقاد به جبر، روشن مىگردد، و اثبات مىكند: خداوند انسانها را آزاد گذارده، گروهى ايمان را مىپذيرند و گروهى كفر را.
***
نكته:
سرچشمه اختلاف پيروان اديان
بعضى از نويسندگان غربى به اديان و مذاهب ايراد گرفتهاند كه: آنها موجب تفرقه و نفاق ميان افراد بشر شدهاند و خونهاى زيادى در اين راه ريخته شده؛