تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٧
سخنانى باشد كه در شب معراج با او گفت، يا منظور وحى الهى باشد كه در آيه ٥١ سوره «شورى»: «وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ الَّا وَحْياً ...» عنوان تكلم به آن اطلاق شده، بسيار بعيد به نظر مىرسد؛ زيرا وحى در مورد تمام پيامبران است و با تعبير «مِنْهُم» كه به اصطلاح «مِنْ» تبعيضيه است سازگار نيست.
پس از آن مىافزايد: «و درجات بعضى را بالا برد» «وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ».
با توجه به اين كه: در آغاز اين آيه، تفاوت درجات پيامبران ذكر شده، ممكن است منظور از اين تكرار، فرد يا افراد خاصى باشد كه نمونه كامل آن پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله است كه آيينش كاملترين و آخرين آئينها است، و كسى كه رسالت او، آوردن كاملترين اديان باشد، بايد خود او نيز از همه برتر باشد، به خصوص اين كه در آيه ٤١ سوره «نساء»، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را در قيامت به عنوان گواه همه پيامبران شمرده، در حالى كه هر پيامبرى گواه امت خويش است (فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهيداً).
گواه ديگر اين موضوع اين است كه: در جمله سابق، اشاره به فضيلت موسى عليه السلام بود و در جمله آينده، تصريح به مقام مسيح عليه السلام مىكند و تناسب بحث ايجاب مىنمايد اين جمله، اشاره به موقعيت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله باشد؛ زيرا اين سه پيامبر هر كدام پيشواى يكى از مذاهب بزرگ جهان هستند، و اگر نام پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در وسط آن دو قرار گيرد جاى تعجب نيست.
مگر نه اين است كه آئين او حدّ وسط ميان آئينها است و همه چيز به طور متعادل در آن پياده شده همان گونه كه قرآن مىگويد: «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً». «١»