تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٩
مىگردد. و نخست درباره شوهرانى سخن مىگويد كه در آستانه مرگ قرار گرفته و همسرانى از خود به جاى مىگذارند، مىفرمايد:
«و كسانى كه از شما مىميرند- يعنى در آستانه مرگ قرار مىگيرند- و همسرانى از خود باقى مىگذارند بايد براى همسران خود وصيت كنند كه تا يك سال آنها را بهرهمند سازند، و از خانه بيرون نكنند» در خانه شوهر، باقى بمانند و هزينه زندگى آنها پرداخت شود «وَ الَّذينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً وَصِيَّةً لِا زْواجِهِمْ مَتاعاً إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْراجٍ».
البته اين در صورتى است كه آنها از خانه شوهر بيرون نروند «و اگر بيرون روند (حقى در هزينه و سكنى ندارند ولى) گناهى بر شما نيست، نسبت به آنچه درباره خود از كار شايسته (مانند انتخاب شوهر مجدد بعد از تمام شدن عدّه) انجام دهند» «فَإِنْ خَرَجْنَ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ في ما فَعَلْنَ في أَنْفُسِهِنَّ مِنْ مَعْرُوفٍ».
در پايان آيه، گويا براى اين كه چنين زنانى از آينده خود نگران نباشند آنها را دلدارى داده، مىفرمايد: خداوند قادر است كه راه ديگرى بعد از فقدان شوهر پيشين در برابر آنها بگشايد، و اگر مصيبتى به آنها رسيده حتماً حكمتى در آن بوده است، زيرا «خداوند توانا و حكيم است» «وَ اللَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ».
اگر از روى حكمتش درى را ببندد، به لطفش در ديگرى را خواهد گشود و جاى نگرانى نيست.
بنابر آنچه در بالا گفته شد، معلوم مىشود، جمله «يُتَوَفَّوْنَ» در اينجا به معنى مردن نيست، بلكه به قرينه ذكر وصيت به معنى قرار گرفتن در آستانه مرگ است.
جمله «فَإِنْ خَرَجْنَ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ في ما فَعَلْنَ في أَنْفُسِهِنَّ مِنْ مَعْرُوفٍ» مطابق تفسير بالا، دليل بر اين است كه پرداختن هزينه زندگى تا يك سال از حقوق زن بر ورثه شوهر مىباشد، و هر گاه زن به دلخواه خود نخواست در خانه