تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٨
ضمناً از آيه، به خوبى استفاده مىشود: در ازدواج دائم تعيين مهر از قبل لازم نيست و طرفين مىتوانند بعد از عقد، روى آن توافق كنند. «١»
و نيز استفاده مىشود: اگر قبل از تعيين مهر و آميزش جنسى، طلاق صورت گيرد مهر واجب نخواهد بود و «هديه» مزبور، جانشين «مهر» مىشود.
بايد توجه كرد: زمان و مكان در مقدار «هديه مناسب» مؤثر است.
***
در آيه بعد، سخن از زنانى به ميان آمده كه براى آنها تعيين مهر شده است ولى قبل از آميزش و عروسى، جدا مىشوند، مىفرمايد: «اگر آنها را طلاق دهيد پيش از آن كه با آنان تماس پيدا كنيد (و آميزش انجام شود) در حالى كه مهرى براى آنها تعيين كردهايد، لازم است نصف آنچه را تعيين كردهايد به آنها بدهيد» «وَ إِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَ قَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَريضَةً فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ».
اين حكم قانونى مسأله است، كه به زن حق مىدهد نصف تمام مهريه را بدون كم و كاست، بگيرد هر چند آميزشى حاصل نشده باشد.
ولى بعداً به سراغ جنبههاى اخلاقى و عاطفى مىرود و مىفرمايد: «مگر اين كه آنها حق خود را ببخشند (و يا اگر صغير و سفيه هستند، ولىّ آنان يعنى) آن كس كه گره ازدواج به دست او است آن را ببخشد» «إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَا الَّذي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ».
روشن است ولىّ در صورتى مىتواند از حق صغير صرفنظر كند كه مصلحت صغير ايجاب نمايد.