تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦
٢٣٢ وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْواجَهُنَّ إِذا تَراضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الآْخِرِ ذلِكُمْ أَزْكى لَكُمْ وَ أَطْهَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ
ترجمه:
٢٣٢- و هنگامى كه زنان را طلاق داديد و عدّه خود را به پايان رسانيدند، مانع آنها نشويد كه با همسران (سابق) خويش، ازدواج كنند! اگر در ميان آنان، به طرز پسنديدهاى تراضى برقرار گردد. اين دستورى است كه تنها افرادى از شما، كه ايمان به خدا و روز قيامت دارند، از آن، پند مىگيرند اين (دستور)، براى رشد (خانوادههاى) شما مؤثرتر، و براى شستن آلودگىها مفيدتر است؛ و خدا مىداند و شما نمىدانيد.
شأن نزول:
يكى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله به نام «مَعْقِل بن يسار» خواهرى به نام «جَملاء» داشت كه از همسرش «عاصم بن عُدَىّ» طلاق گرفته بود، بعد از پايان عدّه، مايل بود بار ديگر به عقد همسرش درآيد، ولى برادرش از اين كار مانع شد، آيه فوق نازل شد و او را از مخالفت با چنين ازدواجى نهى كرد.
و نيز گفتهاند: آيه هنگامى نازل شد كه «جابر بن عبداللَّه» با ازدواج مجدد دختر عمويش با شوهر سابق خويش، مخالفت مىورزيد. «١»