تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٤
ستمى بر خويشتن از اين بالاتر.
آن گاه، به همگان هشدار مىدهد و مىفرمايد: «آيات خدا را به استهزاء نگيريد» «وَ لا تَتَّخِذُوا آياتِ اللَّهِ هُزُواً».
اين تعبير، نيز مىتواند اشاره به كارهاى خلاف عصر جاهليت باشد كه رسوبات آن در افكار مانده بود.
در حديثى آمده است: در عصر جاهليت بعضى از مردان، هنگامى كه طلاق مىدادند مىگفتند: هدف ما بازى و شوخى بود و همچنين هنگامى كه بردهاى را آزاد يا زنى را به ازدواج خود در مىآوردند.
آيه فوق نازل شد و به آنها هشدار داد و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: هر كس زنى را طلاق دهد يا بردهاى را آزاد كند، يا با زنى ازدواج نمايد يا به ازدواج ديگرى درآورد بعد مدعى شود كه بازى و شوخى مىكرده، از او قبول نخواهد شد و به عنوان جدى پذيرفته مىشود. «١»
اين احتمال نيز وجود دارد كه: آيه ناظر به حال كسانى باشد كه براى اعمال خلاف خود كلاه شرعى درست مىكنند، و ظواهر را دستاويز قرار مىدهند، قرآن اين كار را نوعى استهزاء به آيات الهى شمرده، و از جمله، همين مسأله ازدواج، طلاق و بازگشت در زمان عدّه به نيت انتقامجويى و آزار زن و تظاهر به اين كه از حق قانونى خود استفاده مىكنيم.
بنابراين، نبايد با چشمپوشى از روح احكام الهى و چسبيدن به ظواهر خشك و قالبهاى بى روح، آيات الهى را بازيچه و ملعبه خود قرار داد، كه گناه