تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠
پس از آن مىفرمايد: «بگو اينها بيان اوقات (طبيعى) براى مردم و حج است» «قُلْ هِيَ مَواقيتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ».
هم در زندگى روزانه از آن استفاده مىكنند و هم در عبادتهايى كه وقت معينى در سال دارد، در حقيقت ماه، يك تقويم طبيعى براى افراد بشر محسوب مىشود كه مردم اعم از باسواد و بىسواد و در هر نقطهاى از جهان كه باشند مىتوانند از اين تقويم طبيعى استفاده كنند، نه تنها آغاز، وسط و آخر ماه را مىتوان با آن شناخت، بلكه با دقت، شبهاى ماه را نيز مىتوان تشخيص داد و بديهى است: نظام زندگى اجتماعى بشر بدون تقويم يعنى يك وسيله دقيق و عمومى براى تعيين تاريخ، امكانپذير نيست، به همين دليل، خداوند بزرگ براى نظام زندگى، اين تقويم جهانى را در اختيار همگان قرار داده است.
اصولًا يكى از امتيازات قوانين اسلام اين است كه: دستورات آن بر طبق مقياسهاى طبيعى قرار داده شده است؛ زيرا مقياسهاى طبيعى وسيلهاى است كه در اختيار همگان قرار دارد و گذشت زمان، اثرى بر آن نمىگذارد.
اما به عكس مقياسهاى غير طبيعى در اختيار همه نيست، حتى در عصر ما هنوز همه مردم نتوانستهاند از مقياسهاى جهانى استفاده كنند.
لذا مىبينيم: اسلام، مقياس را گاهى، وجب، گاهى، گام و گاهى، بند انگشتان و گاهى، طول قامت و در مورد تعيين وقت، غروب آفتاب و طلوع فجر و گذشتن خورشيد از نصف النهار و رؤيت ماه قرار داده است.
و از اين جا امتياز ماههاى قمرى بر شمسى روشن مىشود، گرچه هر دو از حركات كواكب آسمان گرفته شده، ولى ماههاى قمرى براى همه قابل مشاهده است، در حالى كه ماههاى شمسى را فقط منجمان با وسايلى كه دارند تشخيص مىدهند كه مثلًا در اين ماه، خورشيد در مقابل كدام يك از صورتهاى فلكى و