تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٧
است كه نتيجهاش متعلق به شخص به دست آورنده است، «١»
و همچنين با در نظر گرفتن قانون كلى: النَّاسُ مُسَلَّطُونَ عَلى أَمْوالِهِمْ: «همه مردم بر اموال خويش مسلطند» «٢» به دست مىآيد چگونه اسلام به استقلال اقتصادى زن احترام گذارده و تفاوتى بين زن و مرد نگذاشته است.
خلاصه آن كه زن در اسلام، يك ركن اساسى اجتماع بهشمار مىرود و هرگز نبايد با او معامله يك موجود فاقد اراده، وابسته و نيازمند به قيّم، نمود.
***
٦- مساوات يا عدالت؟
تنها مطلبى كه بايد به آن توجه داشت (و در اسلام به آن توجه خاصى شده) ولى بعضى روى يك سلسله احساسات افراطى و حساب نشده آن را انكار مىكنند مسأله تفاوتهاى روحى و جسمى زن و مرد و تفاوت وظايف آنها است.
ما هر چه را انكار كنيم اين حقيقت را نمىتوانيم انكار نمائيم كه: بين اين دو جنس، هم از نظر جسمى و هم از نظر روحى تفاوت زيادى است كه ذكر آنها در كتب مختلف ما را از تكرار آنها بىنياز مىسازد، و خلاصه همه آنها اين است:
چون زن پايگاه وجود و پيدايش انسان است و رشد نونهالان در دامن او