تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤
٤- سرگذشت دردناك زنان در طول تاريخ
زن در طول تاريخ، جريان پر ماجرا و دردآلودى دارد كه از مهمترين مباحث «جامعهشناسى» روز بهشمار مىرود، به طور كلى، دوران زندگى زن را به دو دوره مىتوان تقسيم كرد:
نخست دوران ما قبل تاريخ كه امروز اطلاع صحيحى از وضع زن در آن دوره، در دست ما نيست، و شايد در آن دوران از حقوق طبيعى بيشترى برخوردار بوده است.
با شروع تاريخ بشر، نوبت به دوره دوم رسيد، در اين دوره، در بعضى از جوامع زن به عنوان يك شخصيت غير مستقل در كليه حقوق اقتصادى، سياسى و اجتماعى شناخته مىشد، و اين وضع در پارهاى از كشورها تا قرون اخير ادامه داشت، اين طرز تفكر درباره زن حتى در قانون مدنى به اصطلاح مترقى فرانسه، هم ديده مىشود كه به عنوان نمونه به چند ماده از موادى كه درباره روابط مالى زوجين سخن مىگويد اشاره مىشود:
«از ماده ٢١٥ و ٢١٧ استفاده مىگردد: زنِ شوهردار نمىتواند بدون اجازه و امضاى شوهر خود هيچ عمل حقوقى را انجام دهد و هر گونه معامله براى او محتاج به اذن شوهر است» (البته در صورتى كه شوهر نخواهد از قدرتش سوء استفاده كرده و بدون علت موجه، از اجازه دادن امتناع ورزد).
«طبق ماده ١٢٤٢ شوهر حق دارد به تنهائى در دارائى مشترك بين زن و مرد هر گونه تصرف كه بخواهد بكند و اجازه زن هم لازم نيست» (البته با اين قيد كه هر معاملهاى كه از حدود اداره كردن خارج باشد موافقت و امضاى زن لازم نيست).
و از اين بالاتر «در ماده ١٤٢٨ حق اداره كليه اموال اختصاصى زن هم به مرد