تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٣
٢- مقايسه حكم اسلام و دنياى غرب
در غرب و سنتهاى جاهلى آنها نيز چيزى شبيه ايلاء وجود دارد كه آن را جدائى جسمانى مىنامند.
توضيح اين كه: از آنجا كه طلاق در ميان مسيحيان نيست، بعد از انقلاب كبير فرانسه، يكى از راههايى كه براى جدائى ميان زن و مردى كه حاضر نبودند با هم زندگى كنند، تصويب شد، جدائى جسمى بود و آن اين بود كه:
زن و مرد موقتاً از هم جدا شده و در خانههاى جداگانه زندگى مىكردند (وظيفه انفاق از سوى مرد و تمكين از سوى زن ساقط مىشد، ولى رابطه ازدواج بر قرار بود) با اين حال، نه مرد مىتوانست همسر ديگرى اختيار كند و نه زن مىتوانست شوهر نمايد، مدت اين جدائى ممكن بود تا سه سال ادامه پيدا كند، بعد از اين مدت ناچار بودند جدائى را رها ساخته و با هم زندگى كنند. «١»
گر چه دنياى غرب، اين جدائى را تا سه سال اجازه مىدهد، ولى اسلام اجازه نمىدهد بيش از چهار ماه اين وضع نابسامان ادامه يابد، مرد بايد بعد از اين مدت، وضع خود را روشن سازد، و اگر سرپيچى كند، حكومت اسلامى مىتواند او را تحت فشار شديد قرار دهد تا كار را يكسره كند.
***
٣- اوصاف الهى در پايان هر آيه
قابل توجه اين كه در بسيارى از آيات قرآن، اوصافى از خداوند، پايانگر بحثها است، اين اوصاف هميشه رابطه مستقيمى با محتواى آيه دارد، و چنان نيست كه انتخاب آن بدون رابطه نزديكى صورت گرفته باشد.
از جمله در آيات مورد بحث، هنگامى كه سخن از ايلاء و تصميم بر