تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٨
در اين آيه، خداوند به دو نوع سوگند اشاره كرده است: نوع اول قَسَمهاى لغو است كه هيچ گونه اثرى ندارد و نبايد به آن اعتنا كرد، اين نوع قَسَمها آنهائى است كه مردم بدون توجه، تكيه كلام خود قرار مىدهند و به آن عادت كردهاند و در هر كارى «لا وَ اللَّه» (نه به خدا قسم ...) يا «بَلى و اللَّه» (آرى به خدا سوگند ...) مىگويند، اين نوع قَسَمها را قَسَم لغو مىنامند.
زيرا لغو در لغت به تمام كارها و سخنانى گفته مىشود كه داراى هدف مشخصى نيست، يا از روى اراده و تصميم سر نمىزند.
بنابراين، سوگندهائى كه انسان در حال غضب (در صورتى كه غضب سبب بيرون رفتن از حال عادى شود) ياد مىكند، جزء قَسَمهاى لغو است و طبق آيه فوق، خداوند مؤاخذهاى بر اين گونه قَسَمها نمىكند و نبايد به آن ترتيب اثر داد (هر چند انسان بايد خود را چنان تربيت كند كه اين گونه سوگندها را نيز كنار بگذارد)، به هر حال اين گونه قَسَمها واجب العمل نيست و مخالفت آن كفاره ندارد؛ زيرا از روى اراده و تصميم نيست.
جمله «وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَليمٌ» مىتواند اشارهاى به اين معنى بوده باشد.
نوع دوم سوگندهائى است كه از روى اراده و تصميم انجام مىگيرد و به تعبير قرآن قلب انسان آن را كسب مىكند، اين گونه قَسَم معتبر است و بايد به آن پايبند بود، و مخالفت با آن، هم گناه دارد، و هم موجب كفاره مىشود، مگر در مواردى كه بعداً اشاره خواهد شد، اين همان است كه در سوره «مائده» آيه ٨٩ از آن تعبير به «ما عَقَّدْتُمُ الأَيْمانَ» شده است، يعنى سوگندهائى كه از روى اراده محكم كردهايد.
***