تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦١
نكتهها:
١- فلسفه تحريم ازدواج با مشركان
چنان كه ديديم آيه فوق، در يك جمله كوتاه، فلسفه اين حكم را بيان كرده كه اگر آن را بشكافيم، چنين مىشود: ازدواج، پايه اصلى تكثير نسل، پرورش، تربيت فرزندان و گسترش جامعه است، و محيط تربيتى خانواده در سرنوشت فرزندان، فوقالعاده مؤثر است.
از يك سو، آثار قطعى وراثت، و از سوى ديگر، آثار قطعى تربيت در طفوليت؛ زيرا نوزادان، بعد از تولد غالباً در دامان پدر و مادر پرورش مىيابند و در سالهائى كه سخت شكلپذيرند، زير نظر آنها هستند.
از سوى سوم، شرك، خمير مايه انواع انحرافات، و در واقع آتش سوزانى است، هم در دنيا و هم در آخرت، لذا قرآن اجازه نمىدهد مسلمانان، خود يا فرزندانشان را در اين آتش بيفكنند.
از اين گذشته، مشركان كه افراد بيگانه از اسلامند، اگر از طريق ازدواج به خانههاى مسلمانان راه يابند، جامعه اسلامى گرفتار هرج و مرج و دشمنان داخلى مىشود.
ولى اين تا زمانى است كه آنها بر مشرك بودن پافشارى مىكنند، اما راه به روى آنها باز است، مىتوانند ايمان بياورند و در صفوف مسلمين قرار گيرند، و به اصطلاح كُفْو آنها در مسأله ازدواج شوند.
ضمناً واژه «نكاح» در لغت، هم به معنى آميزش جنسى آمده، هم به معنى عقد ازدواج، و در اينجا منظور، عقد ازدواج است، هر چند «راغب» در «مفردات» مىگويد: «نكاح» در اصل، به معنى عقد است، سپس مجازاً در آميزش جنسى به كار رفته است.
***