تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٧
با توجه به اوضاع اجتماعى عرب جاهلى، و محل نزول قرآن، مخصوصاً «مكّه» و «مدينه» كه از نظر دشمنى و كينهتوزى، و عدم گذشت، در حدّ اعلا بودند، اين احتمال چندان دور نيست، به خصوص اين كه شخص پيغمبر صلى الله عليه و آله نيز نمونه كامل اين معنى بود، همان گونه كه اعلام عفو عمومى، نسبت به مشركان «مكّه» كه سرسختترين و سنگدلترين دشمنان اسلام بودند نشان مىدهد، و هيچ مانعى ندارد كه آنها سؤال از انفاق اموال كنند، ولى نياز شديد آنها به انفاق عفو، سبب شود كه قرآن آنچه را لازمتر است، در پاسخ بيان نمايد، و اين يكى از شئون فصاحت و بلاغت است كه گوينده، پاسخ سؤال طرف را رها كرده و به مهمتر از آن مىپردازد.
در ميان اين تفاسير، تضادى وجود ندارد و ممكن است همه آنها در مفهوم آيه جمع باشد.
و بالاخره در پايان آيه مىفرمايد: «خداوند آيات خود را چنين بيان مىكند شايد تفكر و انديشه كنيد» «كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الآْياتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ».
***
و بلافاصله در آيه بعد، مركز اصلى فكر و انديشه را چنين بيان مىكند: «در دنيا و آخرت» «فِي الدُّنْيا وَ الآْخِرَةِ».
آرى، بايد تمام كارهاى زندگى مادى و معنوى، توأم با فكر و انديشه باشد، از اين تعبير، دو نكته روشن مىشود:
نخست اين كه انسان گر چه موظف است در برابر خدا و پيامبرش، تسليم باشد، ولى اين اطاعت، به معنى اطاعت كوركورانه نيست، بلكه اطاعتى است آميخته با آگاهى، بايد از اسرار احكام الهى، نه فقط در زمينه تحريم شراب و قمار، بلكه در همه زمينهها، و لو اجمالًا آگاه گردد، و با درك صحيح آنها را انجام