تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩
نكته:
مسأله «احباط» و «تكفير»
«حَبْط» در اصل به گفته «راغب» در «مفردات» به معنى اين است: چهارپائى آن قدر بخورد كه شكمش باد كند و چون اين حالت سبب فساد غذا و بى اثر بودن آن مىگردد، اين واژه به معنى باطل و بىخاصيت شدن، به كار مىرود، لذا «معجم مقائيس اللغة» معنى آن را «بطلان» ذكر كرده است و به همين دليل، در آيه ١٦ سوره «هود» همرديف باطل ذكر شده، مىفرمايد: أُولئِكَ الَّذينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآْخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فيها وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُون: «دنياپرستان كسانى هستند كه در آخرت جز آتش بهرهاى ندارند و آنچه را در دنيا انجام دادهاند بر باد مىرود و اعمالشان باطل مىشود».
و اما «احباط» در اصطلاح متكلمان و علماء عقائد، عبارت از اين است كه ثواب اعمال پيشين بر اثر گناهان، از بين برود، نقطه مقابل تكفير كه به معنى از بين رفتن كيفر و آثار گناهان پيشين، به خاطر اعمال نيك آينده است.
در اين كه آيا احباط و تكفير در مورد ثواب اعمال صالح و كيفر گناهان صحيح است، يا نه؟ در ميان علماء عقائد بحث و گفتگو است. به گفته مرحوم «علامه مجلسى» مشهور ميان متكلمان اماميه بطلان احباط و تكفير است، آنها فقط مىگويند: ثواب مشروط به آن است كه انسان با ايمان از دنيا برود، و عقاب مشروط به اين است كه به هنگام مرگ با اسلام و توبه از دنيا نرود.
ولى علماء معتزله نظر به ظواهر بعضى از آيات و روايات، معتقد به صحت احباط و تكفيرند. «١»
«خواجه نصير الدين طوسى» در كتاب «تجريد العقائد» احباط را باطل