تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٥
شأن نزول:
گفتهاند: اين آيه در مورد «سَرِيّه عبداللَّه بن جحش» نازل شده است. «١»
جريان چنين بود: پيش از جنگ «بدر» پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله «عبداللَّه بن جحش» را طلبيد، نامهاى به او داد و هشت نفر از مهاجرين را همراه وى نمود، به او فرمان داد: پس از آن كه دو روز راه پيمود، نامه را بگشايد، و طبق آن عمل كند، او پس از دو روز طى طريق، نامه را گشود و چنين يافت: «پس از آن كه نامه را باز كردى تا «نخله» (زمينى كه بين «مكّه» و «طايف» است) پيش برو، و در آنجا وضع قريش را زير نظر بگير و جريان را به ما گزارش بده».
«عبداللَّه» جريان را براى همراهانش نقل نمود و اضافه كرد: پيامبر مرا از مجبور ساختن شما در اين راه، منع كرده است، بنابراين، هر كس آماده شهادت است با من بيايد، و ديگران باز گردند، همه با او حركت كردند، هنگامى كه به «نخله» رسيدند به قافلهاى از قريش برخورد كردند كه «عمرو بن حضرمى» در آن بود، چون روز آخر ماه رجب (يكى از ماههاى حرام) بود در مورد حمله به آنها به مشورت پرداختند.
بعضى گفتند: اگر امروز هم از آنها دست برداريم وارد محيط حرم خواهند شد و ديگر نمىتوان متعرض آنها شد، سرانجام شجاعانه به آنها حمله كردند «عمرو بن حضرمى» را كشتند و قافله را با دو نفر نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آوردند، پيغمبر