تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٢
سعادت آنها در آن است يا از چيزى خشنود باشند در حالى كه بدبختى آنها در آن است.
آنها با توجه به علم محدود خود، در برابر علم بىپايان خداوند نبايد در برابر احكام الهى روى در هم كشند، بايد به طور قطع بدانند: خداوندِ رحمان و رحيم، اگر جهاد و زكات و روزه و حج را تشريع كرده، همه به سود آنهاست.
توجه به اين حقيقت، روح انضباط و تسليم در برابر قوانين الهى را در انسان پرورش مىدهد، درك و ديد او را از محيطهاى محدود فراتر مىبرد و به نامحدود يعنى علم بىپايان خدا، پيوند مىدهد.
***
نكتهها:
١- چگونه جهاد ناخوشايند است؟
در اينجا ممكن است اين سؤال مطرح شود: چگونه اين مسأله با فطرى بودن اصول احكام الهى سازگار است، اگر جهاد يا امور ديگرى همانند آن، فطرى است چگونه ممكن است براى طبع انسان ناخوشايند بوده باشد؟.
در پاسخ اين سؤال بايد به اين نكته توجه داشت: مسايل فطرى هنگامى در انسان تجلى مىكند كه با شناخت، توأم باشد، مثلًا انسان فطرتاً طالب سود و مخالف زيان است و اين در صورتى است كه مصداق سود و زيان را بشناسد، ولى اگر در تشخيص آن گرفتار اشتباه شد، و موضوع سودمندى را زيانآور پنداشت، مسلماً بر اثر اين اشتباه، فطرت او گمراه خواهد شد و از آن امر مفيد بيزار مىشود، عكس اين مسأله نيز صادق است.
در مورد جهاد، افراد سطحى كه تنها ضرب و جرح و مشكلات جهاد را مىنگرند، ممكن است آن را ناخوش داشته باشند، ولى افراد دورنگر كه مىدانند