تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣
جالب اين كه بعضى از مفسران گفتهاند: قرار گرفتن آيه مورد بحث، بعد از آيات روزه (آيات ١٨٢- ١٨٧) نشانه يك نوع همبستگى در ميان اين دو است.
در آنجا نهى از خوردن و آشاميدن به خاطر انجام يك عبادت الهى مىكند، و در اينجا نهى از خوردن اموال مردم به ناحق كه اين هم نوع ديگرى از روزه و رياضت نفوس است، و در واقع هر دو شاخههائى از تقوا محسوب مىشود، همان تقوايى كه به عنوان هدف نهايى روزه معرفى شده است. «١»
ذكر اين نكته نيز لازم است كه تعبير به «أكل» (خوردن) معنى وسيع و گستردهاى دارد كه هر گونه تصرفى را شامل مىشود، و در واقع اين تعبير، كنايهاى است از انواع تصرفات، و «أكل» يك مصداق روشن آن است.
سپس در ذيل آيه، انگشت روى يك نمونه بارزِ «اكلِ مال به باطل» (خوردن اموال مردم به ناحق) گذاشته كه بعضى از مردم، آن را حق خود مىشمرند، به گمان اين كه به حكم قاضى، آن را به چنگ آوردهاند حلال است، مىفرمايد: «براى خوردن قسمتى از اموال مردم به گناه، بخشى از آن را به قضات ندهيد در حالى كه مىدانيد» «وَ تُدْلُوا بِها إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَريقاً مِنْ أَمْوالِ النَّاسِ بِالإِثْمِ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ». «٢»
«تُدْلُوا» از ماده «ادلاء»، در اصل، به معنى فرستادن دلو در چاه براى بيرون آوردن آب است، و اين، تعبير زيبائى است براى مواقعى كه انسان تسبيب اسبابى مىكند كه به منظور خاصى نايل گردد.
در تفسير اين جمله دو احتمال وجود دارد:
نخست اين كه: منظور آن است: بخشى از مال را به صورت هديه يا رشوه (و هر دو در اينجا يكى است) به قضات دهند كه بقيه را تملك كنند، قرآن مىگويد: