تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٧
بخشش در راه خدا آمده است و براى اين كار پاداشها و فضيلتهاى بزرگى ذكر شده، همين امر سبب مىشد درباره جزئيات اين كار از پيامبر سؤال كنند، بدانند از چه چيزهائى و در مورد چه كسانى انفاق كنند؟
لذا در آيه مورد بحث مىفرمايد: «از تو سؤال مىكنند: چه چيز را انفاق كنند»؟ «يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ».
پس از آن مىافزايد: «بگو هر خير و نيكى (و هر گونه سرمايه سودمند مادى و معنوى) كه انفاق مىكنيد براى پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مستمندان و واماندگان در راه، بايد باشد» «قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الأَقْرَبينَ وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ».
مسلماً ذكر اين پنج طايفه به عنوان بيان مصداقهاى روشن است و گر نه منحصر به آنها نمىباشد. بنابراين پاسخ آنها در حقيقت اين است كه هم اشيائى كه از آن انفاق مىكنند دايره وسيعى دارد و هم كسانى كه به آنها انفاق مىشود.
در مورد اول با ذكر كلمه «خَيْر» كه هر نوع كار و مال و سرمايه مفيدى را شامل مىشود پاسخ كامل و جامعى به سؤال آنها داده شده و حتى امور معنوى همچون علم را نيز در بر مىگيرد، هر چند مصداق مهم آن در مورد انفاق، اموال است.
و در مورد دوم در عين گسترده بودن مورد انفاق اولويتها نيز بيان شده است، مسلماً پدر و مادر و سپس نزديكان نيازمند در اين مسأله اولويت دارند و بعد از آنها يتيمان و سپس نيازمندان و حتى كسانى كه ذاتاً فقير نيستند ولى بر اثر حادثهاى مثل تمام شدن مخارج در سفر، نيازمند شدهاند را شامل مىشود.
در پايان آيه مىفرمايد: «و هر كار خيرى انجام مىدهيد خداوند از آن آگاه است» «وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ».