تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٨
تعليمات انبياء بازگشتند و به حق رسيدند، مىفرمايد: «خداوند، مؤمنان از آنها را به سوى حقيقتِ آنچه در آن اختلاف داشتند به فرمان خود هدايت فرمود» (در حالى كه افراد بىايمان، ستمگر و خودخواه همچنان در گمراهى و اختلاف باقى ماندند) «فَهَدَى اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ». (و اين مرحله هفتم بود).
و در پايان آيه مىفرمايد: «خداوند هر كه را بخواهد (و لايق ببيند) به راه مستقيم هدايت مىكند» «وَ اللَّهُ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ».
اشاره به اين كه مشيت الهى كه آميخته با حكمت اوست گزاف و بى حساب نيست و از هر گونه تبعيض ناروا بر كنار است.
تمام كسانى كه داراى نيت پاك و روح تسليم در برابر حقاند مشمول هدايتهاى او مىشوند. اشتباهات عقيدتى آنها اصلاح مىگردد و از روشنبينىهاى مخصوصى برخوردار مىشوند، بر توفيق آنان براى يافتن راه راست، مىافزايد، آنها را از اختلافات و مشاجرات دنيا پرستان بىايمان، بر كنار مىدارد و آرامش روح، اطمينان خاطر و سلامت جسم و جان به آنها مىبخشد.
***
نكتهها:
١- دين و اجتماع
از آيه فوق به خوبى اين حقيقت استفاده مىشود كه دين و جامعه بشرى در حقيقت ناگسستنى هستند، هيچ جامعهاى نمىتواند بدون مذهب، ايمان به خدا و رستاخيز زندگى صحيحى داشته باشد.
قوانين بشرى، علاوه بر اين كه غالباً مايه اختلاف و پراكندگى ملتهاست، چون از ضامن اجرائى از درون، يعنى ايمان به خدا، سرچشمه نمىگيرد، تنها يك