فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٥٩ -       ديگرى گناه كرده و شما مرا مجازات مى  كنيد     
سخنان خوارج حتى در همان مجلسى كه با او بيعت كرده اند، ديده نمى شود زيرا بيعت با او تنها براى اين بود كه شخصى آمر جهاد و فرمانده لشكر در صحنه جنگ باشد; نه خليفه شرعى تا بتواند خلاء به وجود آمده در اثر عزل را (البته به عقيده آنها) پر كند. شاهد اين مدعا آن است كه حمزه بن سنان اسدى اولين كسى بود كه اين فكر به ذهنش رسيد و گفت: «امرتان را به مردى از خودتان واگذار نماييد زيرا شما به تكيه گاه و ستون و پرچمى نيازمنديد كه دور آن گرد آييد و به سوى آن باز گرديد...»
وقتى عبدالله بن وهب اين مسئوليت را پذيرفت، گفت: به خدا قسم! من اين را به خاطر رغبتِ به دنيا نپذيرفتم و به خاطر ترسِ از مرگ، آن را رها نخواهم كرد.[١]
٨ ـ جنگ امام با خوارج و در رأس آنها عبدالله بن وهب راسبى، به خاطر اعمال دهشت آفرين آنان بود كه به گوش امام رسيده بود. عده اى از ياران وفادار امام به او عرض كردند: چرا بايد اينها را پشت سرمان بر مال و عيالمان برجا گذاريم؟ ما را به سروقت اين قوم ببر. وقتى از نزاع با آنها فارغ شديم به طرف دشمنان شاميمان مى رويم. على اين پيشنهاد را پذيرفت و فرمان حركت داد.
به احتمال قوى عبدالله بن وهب راسبى وقتى پايتخت اسلامى(كوفه) را از رهبر و لشكر آن خالى مى يافت، به اسارت زنان و كشتن كودكان مبادرت مىورزيد بويژه كه على و يارانش نزد آنها مشرك و كافر محسوب مى شدند كه متفرع بر آن اموالشان حلال و ريختن خونشان روا و اسارت زنانشان جايز بود. به همين خاطر امام قبل از آنكه به جنگ دشمنان خدا به طرف شام حركت كند،
[١] طبرى: تاريخ٤/٥٥.