فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٢٥ - نامه عبدالله بن اباض به عبدالملك بن مروان     
پيروان و شيعيان عثمان بودند، پيروز شد و مختار بر ابن زياد و يارانش كه از پيروان و شيعيان امويان بودند، پيروز شد[١] و مصعب خبيث بر مختار پيروز شد[٢] و ابن سجف بر اخنس بن دلجه و يارانش چيره گشت و مردم شام بر اهل مدينه پيروز گشتند[٣] و ابن زبير در مكه براهل شام در روزى كه آنها حرامهاى خدا را حلال كردند، پيروز شد در حالى كه آنان از پيروان و شيعيان شما بودند. پس اگر اينان اهل دين باشند نمى شود گفت كه دين عبارت از قدرت است. چون انسانها گاهى بر يكديگر چيره مى شوند و خداوند پادشاهى و قدرت دنيا را به افراد مى دهد. خداوند به فرعون سلطنت عطا كرد و او بر مردم مسلط گشت و به آن شخصى كه با ابراهيم درباره پروردگارش احتجاج مى كرد سلطنت و قدرت عطا كرد و به فرعون داد آنچه را كه شنيدى.
آنگاه معاويه، امارت را از حسن بن على خريد،[٤] سپس به عهدى كه با او بسته بود وفا نكرد خداوند متعال مى فرمايد: «به عهدى كه مى بنديد وفا نماييد و پيمان را پس از آنكه محكم كرديد نشكنيد در حالى كه خدا را بر خود گواه قرار
[١] مختار بن ابى عبيده ثقفى سپاهى را به فرماندهى ابراهيم بن اشتر به جنگ عبيدالله بن زياد فرماندار امويان فرستاد. ابراهيم بن اشتر حركت كرد و ابن زياد را با ياران شامى اش در كنار نهر خازر (نهرى است بين اربيل و موصل كه به دجله مى ريزد) يافت. روزگار عليه ابن زياد به گردش در آمد و او با بسيارى از اهل شام كشته شدند و سر او را نزد مختار آوردند.
[١] مختار شكست خورد و در سال ٩٧ هجرى در جنگى كه بين او و مصعب بن زبير در كوفه در گرفت كشته شد.
[١] مسلم بن عقبه مرى، مدينه منوره را از طرف حره محاصره و سپس فتح نمود و آن را براى سربازانش مباح اعلام نمود. اين فاجعه در زمان حكومت يزيد بن معاويه اتفاق افتاد.
[١] تعبير نادرست است و درست آن است: امام با معاويه پس از آنكه حجت را بر مردم تمام كرد، مصالحه نمود.