فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٣ - كشته شدن خليفه، عثمان     
است و اين شخص با پيروان خود در پشت ماجراى قتل خليفه قرار داشته اند.
اما اين مطلب از بافته هاى آن دسته از مورّخينى است كه دوستى و اخلاص آنها به خليفه و خلافت، آنان را واداشته است تا اين انقلاب را به شخص خيالى و موهومىِ مثلِ (عبدالله بن سبا) نسبت دهند كه اولا: وجود چنين شخصى از لحاظ تاريخى مسلم نيست و ثانياً: بر فرض چنين شخصى وجود داشته باشد از كجا او اين قدرت و نفوذ عظيم را داشته است كه بتواند گروه هاى اسلامى و خردمندان مهاجرين و انصار را عليه خليفه واجب الاطاعه بشوراند.[١]اگر عبدالله بن سبا اين قدرت را داشت كه مردم را از اطراف كشور جمع كرده و عليه خليفه بشوراند پس چرا خليفه و عمال او، او را بازداشت نكردند و از سرزمين اسلامى به مكانى خشك و بى آب و علف تبعيد نكردند; چنانكه ابوذر را به ربذه و بزرگان كوفه را به جاهاى ديگر تبعيد كردند.
علامه امينى مى گويد:[٢] اگر ابن سبا تا اين حد در فتنه گرى و اختلاف اندازى بين مسلمانان رسيده بود در حالى كه واليان و سياستمداران كشور، او و افرادش را مى شناختند و خليفه نيز از جريان كارش آگاه بود چرا او را بازداشت نكردند و به اين جنايات خطرناك مؤاخذه ننمودند; يا ضرب و شتم، زندان و تأديبش نكردند و چرا اعدامش نكردند تا امت از شرش خلاص مى شد در حالى كه همه اين شيوه ها درباره صلحا و نيك سيرتان كه آمران به معروف و ناهيان از منكر بودند و كسانى كه پيوسته قرآن را به گوش مجامع دينى زمزمه مى كردند و
[١] ـ به «عبدالله بن سبا» اثر عسكرى كه تحقيق عميقى در اين باره انجام داده و جاى هيچ گونه شبهه اى را باقى نگذاشته است، مراجعه شود.
[١] امينى: الغدير ٩/٢١٩.