فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣١٤ - ٣ ـ قرآن حادث است و قديم نيست     
و گوياست و ديگر آنكه قرآن كريم كلام خداوند عزوجل است كه بر پيامبرش نازل كرده است.[١]
بررسى:
آنچه كه نويسنده ذكر كرد، از نوعى انتظار ايجاد نزديكى بين دو مذهب اشاعره و اباضيه ناشى مى شود. از اين رو نويسنده تلاش كرده است تا در بين اهل سنت كسى را بيابد كه قائل به مخلوقيت قرآن باشد و از اباضيه هم كسى را پيدا كند كه قائل به عدم مخلوقيت قرآن باشد. اين نشان مى دهد كه نويسنده در اين موضوع رأى قاطعى اتخاذ نكرده است يا آنكه اباضيه در اين باره عقيده جازمى نداشته اند; با آنكه نقل شده كه آنها قرآن را حادث مى دانند و قديم نمى دانند و يا آن را مخلوق به معناى كه خداوند سبحان آن را نازل كرده و از نيستى به هستى آورده است، مى دانند. پس لازم بود كه نويسنده از عقيده خود و هم مسلكان خود دفاع كند و نظر خود را آشكارا مطرح نمايد و اشكالات وارده را به صورت علمى و تحقيقى، آن گونه كه شايسته حقيقت است رفع كند.
اما آنچه كه نويسنده در آخر كلامش ذكر نمود: «كافى است مسلمانان در اين مسأله كه قرآن كريم كلام خداوند عزوجل است كه بر پيامبرش نازل كرده است، هم عقيده باشند» هر چند سخن درستى است زيرا اعتقاد به حدوث و قدم قرآن از آن دسته اصول اعتقادىِ نيست كه ملاك اسلام و كفر قرار گيرد ليكن اگر اين اصل در همه جا رعايت شود، بايد نويسنده اباضى از اصولى كه براى مذهب خود تراشيده مانند مسأله تحكيم و ولايت محكّمه اولى دست بردارد. آيا اين كار براى نزديك كردن امت اسلامى و وحدت بخشيدن و يك صف كردن آنها در
[١] على يحيى معمر: الاباضية بين الفرق الاسلامية ١/٢٩١.