فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٩٩ - پرسش دوم چرا پس از تحميل حكميت بر على(ع) از آن برگشتند     
وقتى على(عليه السلام)فردى از قبيله نخغيان را نزد اشتر فرستاد تا از جنگ دست بردارد و به قرارگاه باز گردد; اشتر از علت فتنه پرسيد: «آيا در اثر علَم كردن قرآنهاست؟» او گفت: بلى و اشتر گفت: به خدا سوگند وقتى قرآنها بر نيزه ها بالا رفت فهميدم كه اختلاف و پراكندگى در لشكر پديد مى آيد.[١]
٣ ـ زندگى آنها بر اساس زندگى عشايرى و قبيله اى استوار بود و در اين گونه نظامها افراد كوركورانه از رئيس قبيله پيروى مى كنند. وقتى رئيس چيزى را بپذيرد بقيه افراد مثل گله گوسفند و بدون هيچ تأمل و انديشه از او اطاعت مى كنند و چون در لشكر امام(عليه السلام)سران قبايل حضور داشتند و آنان تن به حكميت دادند مجالى براى رد و قبول ديگران نماند. از اين رو بيست هزار نفر مسلح آمدند و حكميّت را بر امام تحميل كردند. بعيد است كه يكايك آنها از روى انديشه و تفكر به اين كار تن داده باشند.
پرسش دوم: چرا آنها از حكميت برگشتند پس از آنكه آن را بر على تحميل كرده بودند؟
اينها كسانى بودند كه از خِرَد و دور انديشى به دور بودند و در گرفتاريها و دشواريها از روى عقل و انديشه تصميم نمى گرفتند همانگونه كه با بالا رفتن قرآن بر نيزه ها فريب خوردند، با ردِّ حكميت از طرف بعضى از قاريان كه مى گفتند (ان الحكم الا لله) نيز عده زيادى فريفته شدند.
ابن مزاحم مى گويد: اشعث توافقنامه را بين مردم برد و آن را براى مردم خواند و بر آنها عرضه نمود. نزد اهل شام و پرچمدارانشان برد. آنان پذيرفتند. آنگاه به سوى صفوف عراقيان و پرچمدارانشان آمد و آن را بر آنها خواند تا
[١] نصر بن مزاحم: وقعة صفين ٥٦٢.