فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٩٣ -       بيان ديگرى از توافقنامه     
كه كشته شده اى و باد بر تو مىوزد. گفت: دوست دارم چنين شود. امام فرمود: اگر بر حق بودى مردن در راه حق راحتى از دنيا بود اما شيطان شما را فريب داده است. از خداى عز و جل بترسيد. بهره اى از اين دنيا كه بر سر آن مى جنگيد نمى بريد. آنها در حالى كه (إن الحكم إلا لِلّه) مى گفتند، جلسه را ترك كردند.
ابن مزاحم از شقيق بن سلمه نقل مى كند: گروهى از قاريان با شمشيرهاى برهنه كه بر گردنها آويخته بودند، نزد امام آمدند و گفتند: يا امير المؤمنين! چرا به دشمن مهلت مى دهى. ما را با شمشيرهايمان سراغشان ببر تا خداوند بين ما و آنها بحق حكم كند؟ امام در جوابشان فرمود: ما قرآن را بين خود و آنها حكم قرار داديم. حالا صبر مى كنيم تا قرآن چه حكم كند.[١]
اين نشان مى دهد كه تعداد زيادى بر سازش اصرار داشتند و عده اى قليلى هم در همان اول امر بى طرف ماندند و وقتى كه متوجه شدند بايد امام را يارى دهند ديگر موافقتنامه بين طرفين امضاء شده بود و امام تعهد داده و بدان ملتزم شده بود.
آن سخن انكارىِ كه از زرعه طايى و حرقوص بن زهير سورى و امثال آنها صادر شد در ادوار ديگر نيز خوارج آن را تكرار مى كردند و اين بدان جهت بود كه آنها على را گناهكار مى دانستند كه بايد با نقض توافقنامه توبه مى نمود.
در مقابل، تاريخ مواضع آگاهانه و آزاد منشانه اى را از تعدادى از اصحاب على(عليه السلام)ثبت رسانده است:
سليمان بن صرد يكى از ياران امام پس از نگارش سند توافقنامه در حالى كه صورتش از زخم شمشير خونين بود، نزد امام آمد. وقتى امام(عليه السلام)او را بدان
[١] ابن مزاحم: وقعة صفين ٥٦٩.