فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٨٤ -       موافقتنامه صلح يا پيمان نامه تحكيم     
ما رضايت داديم هر آنچه كه قرآن حكم كند بر آن گردن نهيم و هر چه قرآن دستور بدهد ما خود را ملزم به رعايت آن بدانيم و هدف ما از اين گردهمايى جز اين چيز ديگرى نيست و ما در همه آنچه كه مورد اختلاف ماست از اول تا آخر، كتاب خدا را حَكَم قرار داديم و هر چه را قران زنده بدارد ما هم آن را زنده مى داريم و هر آنچه را قرآن مرده بدارد ما هم آن را مرده مى داريم. اين خواسته ماست و بدان راضى هستيم.
٢ ـ على و پيروانش پذيرفتند كه عبدالله بن قيس (ابوموسى اشعرى) ناظر و حَكَم شان باشد و معاويه و پيروانش پذيرفتند كه عمرو بن عاص ناظر و حَكَم شان باشد.
٣ ـ از هر دو حَكَم شديدترين عهد و ميثاق الهى گرفته شد كه در مأموريت محوله خود، قرآن را راهنماى خود قرار دهند و تا وقتى كه در قرآن، حكمى يافتند حق ندارند به غير قرآن مراجعه كنند و اگر در كتاب حكمى نيافتند به سنت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)مراجعه نمايند و هيچ گونه حق تخلف از قرآن و سنت را ندارند و اجازه ندارند چيزى از خود بگويند و حق ندارند به امور مشتبه بپردازند.
٤ ـ عبدالله بن قيس و عمرو بن عاص از على و معاويه عهد و پيمان الهى گرفتند كه به حكميت حكمان چنانچه بر اساس كتاب خدا و سنت رسول او باشد، گردن نهند و حق ندارند آن را نقض نمايند و يا با آن مخالفت ورزند و تا مادامى كه حكمان از حق تجاوز نكرده اند، جان و مال و عيالشان در امان است; چه كسى به حكم آنها راضى باشد چه راضى نباشد و مردم نيز از حكميّت عادلانه آنان حمايت مى نمايند.