فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٧٣ -       باز پس گيرى شريعه آب از سربازان معاويه     
حكميت كتاب خدا فراخوان; بدين ترتيب به مراد خود نايل مى گردى. من چنين برنامه اى را براى اين روز تدارك ديده بودم. معاويه هم آن را پذيرفت و گفت: پيشنهاد خوبى دادى.[١]
تميم بن خذيم مى گويد: وقتى شب ليلة الهرير را به صبح رسانديم، ناگهان نگاهمان به چيزهايى شبيه پرچم در جلو صفوف شاميان جلب شد. وقتى دقت كرديم، ديديم قرآنهايى هستند كه بر نيزه ها بالا رفته اند و از بزرگترين قرآنهاى لشكر بودند. سه نيزه ديگر را يكى كرده بودند و قرآن مسجد اعظم را بر آن بسته بودند كه ده نفر پهلوان آن را مى كشيدند. ابوجعفر و ابوطفيل مى گويد: شاميان با صد جلد قرآن در برابر على قرار گرفتند و در برابر هر يك از ميمنه و ميسره دو صد جلد قرآن قرار دادند كه مجموع آنها پانصد جلد قرآن مى شد. ابوجعفر مى گويد: آنگاه طفيل بن ادهم رو به روى على و ابوشريح جذامى روبه روى ميمنه و رقاء بن معمر روبه روى ميسره ايستادند و فرياد برآوردند: «... اى گروه عرب! خدا را! خدا را! درباره زنان و دخترانتان. اگر شما كشته شويد، فردا چه كسى از آنها در برابر روميان، تركان و فارسيان دفاع مى كند؟ خدا را! خدا را! درباره دينتان. اين كتاب خداست بين ما و شما كه بايد حكم كند.»
على(عليه السلام)گفت: «خداوندا! خود مى دانى كه اينها چه كتابى را مى خواهند. تو بين ما و آنها حكم نما، همانا تو حكيم و حق آشكار هستى.»
در اثر اين دسيسه بين لشكريان على اختلاف رأى پديد آمد. طايفه اى گفتند: بايد بجنگيم و طايفه اى ديگر گفتند: حكميت را به كتاب خدا واگذار نماييم; حال كه به كتاب خدا خوانده شده ايم جنگيدن جايز نيست. اينجا بود كه
[١] همان ٥٤٤-٥٤٨.