فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٩٦
شخص معيوب را ـ كه بر دستش سه تار مو بود ـ بيرون آوردند، بر زمين افتاد و سجده كرد. عبدالله بن طارق بن زياد مى گويد: اما وكيع چنين گفت.
٥٣ ـ پدرم روايت كرد كه وكيع برايمان روايت كرد كه سفيان از محمد بن قيس همدانى از پيرمردى از خودشان با كنيه ابوموسى برايمان روايت كرد، گفت: وقتى آن شخص معيوب را آوردند، على را ديدم كه سجده كرد.
٥٤ ـ پدرم روايت كرد كه يزيد بن هارون از حماد بن سلمه از ابى عمران جونى از عبدالله بن رباح از كعب برايمان روايت كرد، گفت: براى كسى كه به دست خوارج كشته مى شود، ده نور است و از ديگر شهيدان هشت نور بيشتر دارد.
٥٥ ـ پدرم روايت كرد كه وكيع برايمان روايت كرد كه ابن ابى خالد ازمصعب بن سعد از پدرش برايمان روايت كرد، گفت: نزد او از خوارج سخن به ميان آمد. گفت: آنها راه انحراف پيمودند و خداوند نيز دلهاى آنها را گمراه ساخت.
٥٦ ـ پدرم روايت كرد كه حماد بن مسعده ازيزيد ـ يعنى ابن ابى عبيد ـ برايمان روايت كرد، گفت: وقتى نجده حرورى ظهور كرد به جمع آورى صدقات پرداخت. به سلمه گفته شد: آيا از آنها دورى نمى كنى؟ مى گويد: او گفت: قسم به خدا! من با آنها معامله نمى كنم و از آنها پيروى نمى كنم. مى گويد: او صدقه اش را به آنها مى داد.
٥٧ ـ پدرم روايت كرد: عفان برايمان روايت كرد كه جويريه بن اسماء برايمان روايت كرد، گفت: نافع چنين عقيده داشت كه ابن عمر جنگ با حروريه را بر مسلمانان واجب مى دانست.