فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٩١
بكشم؟ گفت: «نه، رهايش كنيد چون به زودى او پيروانى خو اهد داشت كه در دين تعمق مى كنند تا جايى كه از آن خارج مى شوند مانند تيرى كه بر صيد نشيند و از آن خارج شود. اگر به پيكان نگاه شود چيزى ديده نمى شود اگر به بدنه تير نگاه شود چيزى ديده نمى شود و اگر به بالاتر نگاه شود چيزى ديده نمى شود در حالى كه از بين كثافات و خون عبور كرده است.»
٣٥ ـ پدرم برايم روايت كرد كه يعقوب برايم روايت كرد كه پدرم از ابن اسحاق برايمان روايت كرد، گفت: محمد بن على بن الحسين ابو جعفر حديثى مثل حديث ابى عبيده برايم روايت كرد و از آن شخص با نام ذو الخويصره ياد كرد.
٣٦ ـ پدرم برايم روايت كرد كه وكيع برايمان روايت كرد كه اسرائيل از ابن ابى اسحاق از مردى برايمان روايت كرد كه وقتى خبر كشته شدن آن شخص معيوب به عايشه رسيد، او گفت: شيطانِ كوردل كشته شد. مى گويد سعد بن ابى وقاص گفت: كوردل كشته شد.
٣٧ ـ ابو ربيع زهرانى سليمان بن داود، برايم روايت كرد كه داود عطار مكى برايمان گفت كه موسى بن عقبه از نافع برايمان روايت كرد، گفت: وقتى ابن عمر مدينه را به قصد حج ترك مى كرد، به او گفتند: حروريه خروج كرده اند. گفت: شما را گواه مى گيرم كه حجم را به عمره تبديل كردم. وقتى به بيداء رسيد. گفت: من شما را گواه مى گيرم كه حجم را به عمره تبديل كردم و به آن، حجت را افزودم.