فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٦٣ -       ٢ ـ قطرى بن فجائه     
آورده و همين طور نظرات مختلفى را درباره او ذكر نموده است.[١] از جمله در آنجا گفته است: على بن مدينى مى گويد: عكرمه عقيده نجده را داشته است و يحيى بن معين مى گويد: مالك بن انس بدان جهت از عكرمه نام نمى برد كه او عقيده صفريه را پذيرفته بود و عطاء مى گويد: او اباضى بود و جوزجانى مى گويد: من از احمد پرسيدم: آيا عكرمه اباضى بوده است؟ گفت: مى گويند او از صفريه بوده است و خلاد بن سليمان از خالد بن ابى عمران نقل مى كند: موسم حج بود كه عكرمه در افريقا نزد ما آمد و گفت: دوست داشتم هم اكنون در حج بودم و شمشيرى در دست داشتم و از چپ و راست با آن مى زدم. مى گويد: از آن روز بود كه افريقاييان او را طرد كردند. مصعب زبيرى مى گويد: عكرمه بر عقيده خوارج بود و معتقد بود كه مولايش (ابن عباس) نيز مثل او بوده است.
ابو خلف خراز از يحيى البكاء نقل مى كند: شنيدم كه ابن عمر به نافع مى گفت: از خدا بترس! واى بر تو اى نافع! مبادا بر من دروغ ببندى چنانكه عكرمه بر ابن عباس دروغ بست![٢]
٢ ـ قطرى بن فجائه (ت/٧٨):
ابو نعامه، قطرى بن فجائه اسمش جعونه، مازنى و خوارجى است. او در زمان مصعب بن زبير كه از طرف برادرش، عبدالله بن زبير والى عراق بود، خروج نمود. مصعب در سال ٦٦ هجرى والى عراق بود. مى گويند: قطرى بيست سال
[١] ابن حجر عسقلانى: تهذيب التهذيب ٦/٢٣٤ ـ ٢٤٢ شماره ٤٧٦ اما او در لسان الميزان شرح حال او را نياورده است، با آنكه در الميزان ذهبى همانگونه كه دانستيد، شرح حال او آمده است.
[١] ابن حجر عسقلانى: تهذيب التهذيب ٧/٢٣٧.