فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٦١ -       ١ ـ عكرمه بربرى ابو عبدالله مدنى برده بن عباس     
تأييد مى كند كه مى گويد: ما در مغرب (مراكش) بوديم و عكرمه در ايام حج نزد ما بود و مى گفت: دوست داشتم شمشيرى در دست مى داشتم و از چپ و راست بر آنهايى كه به حج مى آيند مى تاختم.
از يعقوب حضرمى و او از جدش نقل مى كند: عكرمه بر در مسجد ايستاد و گفت: «درون اين مسجد غير از كافر، كسى نيست.» مى گويد: او بر عقيده اباضيه بود. از يحيى بن بكير نقل شده كه گفت: عكرمه وارد مصر شد و مى خواست به مغرب برود. مى گويد: خوارج مغرب عقايدشان را از او گرفته اند.
ابن مدينى مى گويد: عكرمه بر عقيده نجده حرورى بود.
مصعب زبيرى مى گويد: عكرمه عقيده خوارجى داشت. مى گويد: او ادعا مى كرد كه ابن عباس عقيده خوارجى داشته است.
از خالد بن نزار نقل شده: عمر بن قيس از عطاء بن ابى رياح برايم نقل كرد: عكرمه اباضى بود. از ابى طالب نقل شده: شنيدم كه احمد بن حنبل مى گفت: عكرمه داناترين مردم بود ليكن عقيده صفريه را داشت. جايى نمانده كه او آنجا قدم نگذاشته باشد: خراسان، شام، يمن، مصر و آفريقا. او نزد حاكمان مى رفت و جوايز آنها را مى گرفت. در جَنَد نزد طاوس رفت و او يك ناقه به او داد.
مصعب زبيرى مى گويد: عكرمه عقيده خوارجى داشت. وقتى متولى مدينه او را احضار نمود، او نزد داود بن حصين مخفى شد و در همانجا در گذشت.
سليمان بن معبد سنجى مى گويد: عكرمه و كُثير عَزَّه در يك روز در گذشتند. مردم بر جنازه كُثير حاضر شدند ولى جنازه عكرمه را رها كردند. عبدالعزيز دراوردى مى گويد: عكرمه و كثيرعزه در يك روز مردند. از مردم جز سياهان شهر كسى بر جنازه شان حاضر نشد.